دوره 2، شماره 11 - ( 4-1397 )                   جلد 2 شماره 11 صفحات 273-278 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


چکیده:   (114 مشاهده)

نگارش تاریخ ادبیات در ایران اغلب برابر بودهاست با نگارش زندگینامه شاعران و نویسندگان و بیان رخدادهای تاریخی روزگاران گذشته، آن هم به‌صورتی نه‌چندان روش‌مند که بتوان از دل آگاهیهای تاریخی مطرحشده روابط علّی و معلولی رخدادها را تا اندازهای نشان داد و پیوند آن را با شکلگیری جریانهای ادبی پی گرفت و ترسیم کرد. در تاریخادبیاتهای فارسی موجود جای بحثهای مربوط به تحولات ژانرها، دگرگونی‌های زبانی، تغییرات تکنیکی، سیر ذوق ادبی و زیبا‌شناختی و دگرگونی‌های گفتمانی، اغلب خالی است. از میان کوشش‌هایی که در جهت برطرف کردن این کاستی و کمبود صورت گرفتهاست کتاب تاریخ ادبیات ایران نوشته مهدی زرقانی را میتوان نام برد. در این کتاب نویسنده از روش سنّتی نگارش تاریخ ادبیات فاصله گرفتهاست و درعین‌حال که از پژوهشهای مبتنی بر روش سنّتی و نتایج آن‌ها بیبهره نبوده، کوشیدهاست مطالعه خود را بر پایه نظریه استوار کند و به سخن دیگر، از خود اثری نظریهبنیاد بر جای بگذارد.

متن کامل [PDF 400 kb]   (1 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: ۱۳۹۷/۵/۱۵ | پذیرش: ۱۳۹۷/۵/۱۵ | انتشار: ۱۳۹۷/۵/۱۵